سيد محمد دامادى
506
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
غرر ؛ ثلاث ليال من اوّل الشهر ، الغرّة : بياض فى جبهة الفرس اا و - من كلّ شىء : اوّله و معظمه و طلعته اا و - من الرجل : وجهه . و كلّ ما بدالك من ضوء أو صبح فقد بدت غرّته فترت ؛ فاصلهء ظهور دو پيامبر و يا امتداد زمانى ميان فرمانروايى دو پادشاه ، الإنكسار و الضعف فقر مكب ؛ فقرى كه آدمى آن را به روى آورد و إظهار به ديگران كند و از اين رو در دعا مىخوانيم : أعوذ باللّه من الفقر المكب . . . قاصمات ظهر ؛ كمر و پشت شكنان و در عبارت عربى آمده است : قصم الفقر ظهري و الفقر من قاصمات الظهر قاطبة ؛ همه ، عموم ، تمام لو حَشَ اللّه ؛ در اصل لا اوحشه اللّه بوده و معنى آن وحشت ندهد او را اللّه تعالى ، در وقت تعظيم و استعجاب به معنى خواهش و تحسين به كار مىرود لو حش اللّه ؛ از قد و بالاىِ آن سروِ سهى * زانكه مانندش به زيرِ گنبدِ دوّار نيست قلّاش ؛ خراباتى ، بىنام و ننگ متخرّج ؛ فراراه افتاده در علم و ادب ، فارغ التحصيل مجاعت ؛ گرسنگى ، سال مجاعت : سال قحط و گرانى ارزاق اين سخن پايان ندارد آن فقير * از مجاعت شد زبون و تن اسير [ مثنوى 3 / 96 ] محظور ؛ ممنوع ، حرام ، ناروا محجر ؛ حرم ، اطراف قريه از باغها و غيره ، حايلى كه جلو ايوان گذارند مخضرم ؛ مرد ختنه ناكرده ، آن كه بخشى از عمر خود را در عهد جاهليّت